یک نامه برای خواهری که از دیده دوره ولی همیشه نزدیک قلبمه
تولدت مبارک سونیا جان
یک تجربهی کوچک و قشنگ، مخصوص تو ✨
از طرف داداش مهدی
♥ برای باز کردن نامه روی پاکت بزن ↓
برای خواهری که از دیده دوره ولی همیشه نزدیک قلبمه
سونیای عزیز تر از جانم،
مدتیست که از هم دوریم، اما هیچ فاصلهای نمیتونه اون روزهای قشنگ همکاری رو از یادم ببره. روزایی که با هم کار میکردیم، غصه میخوردیم، عصبی میشدیم و از همه مهمتر با هم میخندیدیم. آروم آروم فهمیدم که تو فقط یه همکار نیستی؛ تو خواهرمی. خواهری که انتخاب کردم، نه به خاطر خون، بلکه به خاطر قلب مهربونش.
یک خواهر یک نهاد بشردوستانهی عالی است. مخصوصاً زمانیکه او باهوش، شجاع و دوستداشتنی است. اما بهعنوان قانون، انسان زمانی این حقیقت را میفهمد که بسیار دیر شده است.
حالا که این نامه رو میخونی، بهانهایست برای اینکه بگم چقدر دلتنگتم و چقدر خوشحالم که به دنیا اومدی. روزی که از لحظات عزیز زندگی منه، چون دنیا با اومدن تو قشنگتر شد.
من این حقیقت رو زود فهمیدم سونیا جان، و خوشحالم که هنوز فرصت دارم بهت بگم چقدر برام عزیزی. خوشحالم که لحظات قشنگی رو در کنار تو تجربه کردم.
تولدت رو تبریک میگم و ازت میخوام این رو فراموش نکنی که هر جا باشی یه برادر داری که دوستت داره. آرزو میکنم امسال برات پر از شادی، سلامتی و لحظههای قشنگ باشه. ستارهها امشب به افتخار تو میدرخشن.
با عشق و دلتنگی زیاد 💕
از طرف داداش مهدی
بیست و هفتم شهریور
شاید امشب، ستارهها منتظر شنیدن آرزوی تو باشند.